خواجه نگهدار مرا...

خرید بک لینک
نیلوفر پرسید میدونید"کادح"یعنی چی؟بعد خودش گفت "کادح یعنی در حال حرکت،یه حرکتی که جبریه و با اختیار انتخابش نمیکنیم!"وقتی ایه میگه "يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ" یعنی ای انسان تو داری به سمت پروردگارت حرکت میکنی و این به اختیار خودت نیست. خداوند اخر جاده منتظرت نشسته.تو ایه های بعد یه چیز جالبی میگه،میگه بعضیها نامه اعمالشون رو میدن به دست راستشون که اونا خوش بحالشونه،یک عده هم نامه اعمال رو از پشت سر بهشون میدن!بعد نیلوفر دوباره همون قیافه ی پیروزمندانه ی همیشگی روبخودش گرفت و گفت "خب حالا یکی به من بگه نامه اعمال رو چرا از پشت سر میدن به اونا؟؟ خواجه نگهدار مرا......

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نیلوفرانه, نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:01

اولین باری که تصمیم گرفتم در مورد دست برداشتن از قضاوت دیگران بنویسم تو حرم امام رضا بودیم. با ثمین تو صحن حرم رو به قبله نشسته بودیم و منتظر شروع نماز بودیم که ثمین گفت "عکس رو تیشرتش رو دیدی؟!" "کدوم؟!" و ثمین جوونکی رو نشونم داد که از ما گذشته بود و من چیزی جز مدل موهاش و شمای کلی سوسولیش نمیدیدم، گویا رو تی شرتش عکس یکی از مقامات بلند پایه ی کشوری و لشکری بوده! گفتم "چقدر بهش نمیاد" ثمین هم به چادری که سرمون بود اشاره کرد و گفت "مگه از رو ظاهر میشه فهمید؟! ما خودمون چقدر به لباس مون میایم؟؟!" راست میگفت. همونجا تصمیم گرفتم دست از قضاوت ادمها بردارم! دومین بار وقتی بود که اتفاقی پیج اینست خواجه نگهدار مرا......

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: قاضیِ,بزرگ, نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:01

وقتی با عبارت "دیوونه است استادم" شروع میکردم و کارهای عجیب غریب استاد رو براشون میگفتم، درحالی که شگفت زده میشد خیلی جدی میگفت استادت چقدر شبیه خودته!من خنده ام میگرفت و به این فکر میکردم که البته که مثل استادم بودن خیلی جذاب و هیجان انگیزه ولی اخه همین الان که من دارم میگم دیوونه است باید وجه تشابه های ما رو پیدا کنه؟!پارسال که بتازگی با استاد عجیبم اشنا شده بودم، یک روز که پیش ملیحه بودم، و از قضا خیلی سرحال و سر حوصله بودم، وسط بلبل زبونی هایم ، سحرشون در حالی که چشماش رو کمی بیشتر از حد معمول باز کرده بود رو به ملیحه گفت "ببین از بس با دکتر گشته حرف زدنش مثل اون شده!"البته که اون روزها خی خواجه نگهدار مرا......

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: دیوانه,دیوانه,ببیند,خوشش,اید, نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:01

استاد رفته یه چیزی از خانوم معصومی بگیره و من دارم با خودم مرور میکنم که وقتی اومد نگم استاد من کی میتونم چند روز برم خونه؟!
که بگه باشه فلان کار رو که تموم کردید برید!
بجاش بگم استاد من میخواستم ازتون اجازه بگیرم چند روزی برم خونه.
که استاد بگه "کِی؟!"
منم بگم همین امروز. یا نهایتا شنبه!!

خواجه نگهدار مرا......

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: قدرت,کلمات, نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:01

صفحه بندی